۱۳۸۹ شهریور ۲۶, جمعه

خداحافظ تابستون


یادت میاد وقتی بهار آمد تو خونه؟

یادت میاد که چی می گفت؟

می گفت اینجا نمی مونه

یادت میاد؟

یادت میاد؟

می گفتیم نه

دروغ میگه

اون می مونه

اما رفتش

یادت میاد؟

یادت میاد وقتی تابستون داشت می آمد

چی می گفتش؟

همون حرفایی رو که بهار، داشتش می گفتش

حالا داره میره

آسمونم بغضش گرفته

از رفتن اون، از این خونه

شهرمون شده زرد رنگ

آره رنگ خزونه

برگای پیر و چروکیده

شدن خشکِ خشک

کافیه که پاتون روش بمونه

تا ببینین چی اومده

به سر و حال این زمونه

میبینی رنگ ، رنگ خزونه

دل میگیره از این زمونه

از این رنگ

از این خونه

سبزیش داره میره

می خواد بگیره رنگ بهونه

فریاد میزنه

خزونه آی، خزونه آی، خزونه

۱۳۸۹ شهریور ۱۷, چهارشنبه

قفس


نمی خواهم بمانم ای خدا در این دنیا

در این دنیا کسی به فکر کسی نیست

کسی فریاد رسی نیست

دلم گرفت از این دنیای وارونه

که هرچی میکشم از این زندونه

زندونی توی قفس زندگی کردن پر از هوس

نفس کشیدن توی قفس

زنده موندن توی این دنیا مارو بس

نفس نفس توی قفس

دلم گرفت از هرچی که هست


چه باکی پس از گرفتن دل توی قفس

زندگی شده همش هوس

خیر سرم هرچی که هست

خیر سرم هر چی که هست

۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه

شکایت


ای که آفریده ایم ازخاک وآب
بهرچه بود خلقتت ؟
که خلق شود آن خلقت ازقطره ای آب
این آب نجس و کثیف ، گشت انسان ضریف
این انسان چه کند در این دنیای همچون آب ،کثیف
گر بهر آزمایش است این چه آزمایشی ست ؟
بدبختی و ذلت و آوارگیست
همگی مان می رویم از یاد خدایانمان کجا؟
پیش همان که ابدیست
آنکه انسان آفرید از آب کثیف
گفتش: خلق النسان من علق
ما درس زندگانی از خدایمان آموختیم
اما،اما ندانستیم چگونه و چه آموختیم
بر فناست این عمر یک دو روزمان بر فناست
که یک روزمان جمعه است
ودگر روز هم که تعطیلی است
وای بر ما، وای بر ما که هر روزمان بدتر از دیروزیست
که یک روز خندیدن به وضع کسی
و دگر روز گریستن به حال دگریست
ای که آفریده ایمان آفریدنت بهر چیست؟
بهر بدبختی و ذلت و آوارگیست؟
ما نمیدانیم که این بدبخت ،به مثال شاعر
شکایتش آخر بهر چیست
یا شکایتش از کیست
یا شایدم از بهر عمرو زندگیست؟!!!

۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

مادرم روزت مبارک....


ذره ی از خدارا زمانی احساس کردم
که محبت بی درنگ وبی چشم داشت مادر را دیدم
وقتی که بدون هیچ میزانی محبتش
را نثار روح من کرد
تا برزگ شود منی که کوچک آفریده شده بود
زمانی که در بدترین شرایط ،بدترین روزهایم را
از روزگار سختم برایش می آوردم
وباز دست نوازش داشت برای من
و بهترین روزش ،روزی بود که میتوانست به فرزندانش محبت کند
آری مادر دنیایی است پیچیده تر از باور من و تو
دنیایی است از محبت برای فرزندانش
من محبت خدا را در مادرم دیدم...
پ.ن: هر کاری کردم نتونستم چیزی بنویسم که در خور مادر باشه، واقعا غیر قابل وصفه این عشق و محبت!

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

آدمای خط خطی

آی آدمای خط خطی با چشمای دلوپسی
با خنده های مسخره
ترافیک های لعنتی
ماشین های آهنی اتوبوس های کاغذی
دختر غریب نواز
آدمای چشم نواز با دروغ های صورتی
آی آدمای خط خطی
زندگی داره میگذره
چشم به هم بزنی زمستون پشت دره
با این لباس های مسخره
تو سرما خوابت نبره
دل من خسته شده دیگه پر بسته شده
قفسو شکسته ولی
تو سیاهی گم شده
آی آدمای خط خطی
با ماشین های آهنی
تو کوچه فریاد میزنه
دخترک غریب نواز
آقا فال خانوم فال
پول برای شام میخواد
فکر کنم خوابش میاد یا که جای خواب میخواد
ولی جای خواب نداره
سرش سامون نداره
فکری باید بکنیم؟
از آهنا خلاص بشیم از میزامون جدا بشیم
برای دلواپسی یه کمی مرحم بخریم
از جنس شبنم بخریم
از دست دختر بخریم.



!درمیان دلتنگی این مردم دلتنگ جایی برای صحبت ازدلتنگی نیست
آدمهایی که ازصبح فردا میترسندواز لذت خودبیمناک و ازشادی وقناعت محروم
لبخندهای خشک شده برروی گونه های کودکان کم از تابلوی دلتنگ غروب ندارد!
وقتی هیچکس به ساقی فکرنمیکندوسرهیچکس سلامت نیست همه نشان ازطرح نقشه ای شوم دارد
که درخلوت ( تخیل خواب) نقش میبندد مثل رویای شیطان که جز...!
نفاق و درد را نمیخواهد!
پ.ن: منظور از آدمای خط خطی آدمایی که هیچی از خودشون ندارن و فقط تقلید کردن و نمیدونن کی ؟ چرا؟ چه شکلیه و جامعه و روزگار هرچی بهشون تحمیل کرده اونها هم قبول کردن بدون هیچ دفاعی از خود پر از خط و خش شدن و خودشون نمیدونن!

۱۳۸۹ فروردین ۲۰, جمعه

راستی چرا؟

به پندار و گفتار جهان زیباست"زیباست تا جایی که بین من و برادران و خواهرانم را به هم نریزند.
به شرطی که به زور به ما دینی را تحمیل نکنند.یا که دین را وسیله سر در گمی ما نکنند!برای ما کودک صفتان بازیچه های کوچکی درست میکنند که به کارهای بزرگ منشانه خودشان مشغول باشند بی آنکه ما چیزی را بفهمیم و از بلندی به ما بنگرند تا با فریاد و مشت های گره کرده شعار غرور برایشان سر بدهیم تا شاید برایمان تکه نانی پرت کنند؟؟؟!



راستی چرا همه میخند ند؟


الف) ازدرد میخندد ند
ب) به درد میخند ند
ج) به خود میخند ند
د) یا که میخند ند تا کسی حالشان را نداند!
ه) هیچکدام



پ.ن:به تمام کسانی که درسال 89 بچه دار شدند و خواهند شد تبریک میگم(احتمالا با بزرگواری و رحمت پدران ایران با سالی100 هزارتومان پس اندازدولت فرزندان ایران آینده درخشانی داشته باشند)؟!